السيد محمد حسين الطهراني
58
معاد شناسى (فارسى)
تير زدن رسيدم ، قدرى خون بر روى زمين مشاهده كردم ، و ديدم گويا سگ حركت نموده و راه رفته است ، به دنبال اثر خون آمدم ، ديدم كه سگ در گودالى افتاده و جان داده است و كيف مرا بر دندان خود گرفته است . دانستم كه اين حيوان كه ممانعت خود را در رفتن من بدون فائده ديد ، پس از تير زدن و حركت كردن به فكر افتاده است كه كيف را از دستبرد راهگذر دور نگاه دارد ، شايد بدين وسيله به دست من برسد . لذا با آن حال جراحت ، خود را به زير درخت كشانده و كيف را از سر راه برداشته و به كنارى در گودالى رفته و جان داده است ! آيا سزاوار نيست من براى اين سگ ، غمگين باشم ؟ ! بارى ، از وفاى سگ حكايتها و داستانها نقل ميكنند ، و چه بسا ديده شده است كه اين حيوان به جهت حفظ و پاسدارى از اموال صاحبش ، در سرماى زمستان جان داده و خشك شده است ، در حالى كه آمدن او به پناهى گرم و مناسب امكان داشته است . حيوانات در برخى غرائز و قُوا از انسان قوىترند از اين معانى نفسانيّه گذشته ، بعضى از حيوانات احساسشان به مراتب بيشتر از انسان است . سگ زلزله را قبل از وقوعش مىفهمد و حسّ شامّه در گربه و مورچه بسيار قوى است . گويند : جسم اگر امواج و ارتعاشش در ثانيه كمتر از شانزده بار باشد براى گوش انسان محسوس نمىشود و اگر از بيست هزار بار در ثانيه نيز بيشتر باشد ، باز گوش نمىشنود ؛ ولى گوش بعضى از حيوانات تا هفتاد و هشتاد هزار يا بيشتر از آن را ادراك مىكند .